محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

27

اكسير اعظم ( فارسى )

مقشر نيم‌كوفته پنج ماشه مويز منقى نه دانه انجير زرد پنج عدد اسطوخودوس هفت ماشه در آب تر كنند و صباح جوشانيده صاف نموده گلقند عسلى چهار توله در آن ماليده باز صاف كرده بدهند تا هفت روز و بعده تربد سفيد مجوف خراشيده پنج ماشه غاريقون دو ماشه سناى مكى يك توله در منضج افزوده مغز فلوس هفت توله شكر سرخ چهار توله مع گلقند ماليده صاف نموده روغن بيدانجير يك توله داخل كرده تنقيه كنند و اين مسهل گرم است و به جاى آب عرق باديان نيم‌گرم بدهند . و اگر مسهل عمل نكند مصطكى رومى سه ماشه سائيده شكر سفيد مساوى آميخته همراه عرق مذكور يا آب نيم‌گرم بخورانند و غذا روز مسهل وقت دو پهر آب يخنى گوشت و وقت سه پهر كهچرى موتهه بدهند و روز دوم مسهل گلقند دو توله در عرق باديان شش هفت توله ماليده صاف نموده تخم ريحان چهار ماشه اضافه نموده بنوشانند . و اگر دادن حب ايارج منظور باشد بعد از دو مسهل باز دو سه روز نضج ماده به منضج گرم نموده يك توله حب مذكور به روغن بادام يا به روغن گاو چرب كرده به ورق نقره پيچيده چهار گهرى شب باقىمانده همراه آب گرم فرو برند و بر آن خواب كنند و وقت صبح منضج گرم كه در آن اجزاى مسهل گرم سواى مغز فلوس و روغن بيدانجير باشد بنوشند و به جاى آب و غذا آنچه در روز مسهل مذكور مىدهند بدهند و روز دوم به دستور گلقند و عرق باديان و تخم ريحان بخورند و باز به دستور حب دهند و بعد سه مسهل حب يك مسهل گرم مع مغز فلوس و روغن بيد انجير بدهند و بعد از مسهل پيش از آنكه در عمل شروع كند خواب كردن معين عمل است بشر مليكه مسهل قوى بود و الا مبطل يا مضعف عمل بود و بعد از شروع در عمل هرگز خواب نشايد كرد خواه مسهل قوى بود خواه مسهل قوى بود خواه ضعيف و ادويه معدلهء بلغم مثل باديان انيسون اصل السوس برنجاسف مويز منقى قاقله زيره دارچينى سنبل الطيب است و مانند آن هر چه گرم و خشك باشد و تخم كشوت در اخراج بلغم عفن كه اندر عروق باشد مخصوص است و هر گاه بلغم عفونت پذيرد و يا تپ باشد دواى بسيار حار ندهند و ادويه صفرا حسب حاجت با ادويه بلغم آميزند و از ادويه مركبه معدلهء بلغم معجون فلاسفه و معجون سير و دواء المسك حار و جوارش جالينوس است به شرطى كه تپ نباشد . و اگر با تپ بود قرص گل و قرص غافث با سكنجبين بزورى معتدل و حار و گلقند و شربت بزورى معتدل و حار دهند و از منضج و مسهل گرم نيز ادويه شديد الحرارت موقوف نمايند و مثل بنفشه و خطمى و شكاعى و بادآورد افزايند و به جاى روغن بيدانجير شيرهء مغز بادام يا روغن آن داخل كنند . طريق علاج امراض سوداوى بهر تنقيه اول اين منضج سودا دهند سپستان يازده دانه عناب پنج دانه گاو زبان بادرنجبويه اصل السوس هر يك چهار ماشه پرسياوشان پنج ماشه باديان شاهتره اسطوخودوس هر يك هفت ماشه جوشانيده به دستور گلقند يا ترنجبين دو توله داخل كرده بنوشانند و در سودا كه از احتراق خلطى حادث شود و بعضى از علامات آن خلط كه از احتراق آن سودا حادث شده نيز باشد پس در منضج و مسهل آن ادويه مخصوصهء آن خلط نيز بايد آميخت مثلًا در سوداوى دموى و صفراوى ادويه دموى يا ادويه منضج صفرا افزايند . و اگر حدت و حرارت احتراق زياده باشد نضج ماده صرف از منضج صفرا نمايند پس هر گاه نبض عريض و ملايم شود و قاروره كدر و غليظ گردد و رنگ آن از سفيدى به سياهى زند قصب الزيره اسطوخودوس بسفائج نستقى هر يك هفت ماشه افسنتين هليلجات ثلثه از هر يك شش ماشه سناى مكى افتيمون در پارچه صره بسته هر يك نه ماشه غاريقون دو ماشه در مسهل بارد زياده نموده تنقيه كنند و در سوداوى صفراوى تبريد و تسكين زياده بايد نمود . و اگر بعد دو مسهل تنقيه به حب افتيمون به طريق حب ايارج كنند انسب بود و در امراض سوداوى و فيما بين هر مسهل استعمال منضجات مناسب و در سوداى سوداوى و بلغمى آلو بخارا پنج دانه گل گاو زبان پنج ماشه گل سرخ تخم كاسنى نيم‌كوفته تخم خطمى بيخ كاسنى بيخ باديان هر يك هفت ماشه مويز منقى نه دانه انجير زرد پنج عدد در منضج سودا افزوده نضج دهند پس هر گاه ماده نضج يابد روز مسهل بسفائج فستقى افتيمون در پارچه كتان بسته قصب الزيره هليلجات غاريقون تربد موصوف برگ سنا مغز فلوس روغن بادام يا شيرهء مغز بادام اضافه كرده مسهل دهند و چون مادهء غليظ محتاج منضج زياده مىباشد بايد كه در اثناى مسهلات منضجات دهند و بعده اگر تنقيه به حب افتيمون كنند اولى بود و ميان مسهلات تبريد از آمله مربى و لعاب گاو زبان و شربت انار و تخم ريحان دهند و بعد مسهلات استعمال ماء الجبن نيز در امراض سوداوى معمول است . و بدانند كه مقيئات هر خلط در علاجات امراض جزينه مسطور گردد و وقت قى كردن شكم و چشم را ببندند و بعد از قى مضمضه به آب گرم كنند و دهن و روى را به آب سرد بشويند و در حار مزاج بهر تقئيت معده سكنجبين با گلاب دهند و در بارد مزاج اندكى مصطكى سوده در گلقند آميخته بخورانند و تركيب حقنهء مسهله بعينه تركيب مطبوخ مسهل است در امراض گرم از مسهل بارد و در امراض سرد از مسهل گرم حقنه كنند مگر هليلجات را در حقنه داخل نكنند و مقدار آب دوا زياده از دو ثلث رطل نباشد و در غلظت و رقت معتدل باشد و هنگام اعتدال نيم‌گرم استعمال